نمیدونم چرا اومدم دوباره توی بلاگفا خاطره نویسی میکنم ... یه دفتر دارم از زمان نامزدیم تا الان توش نوشتم .. هنوزم مینویسم... چی بگم.. ایناش مهم نیست... مهرسام وارد ۳ ماهگی شد... خوشحالم، داره خوب پیش میره، راستش انقدی دیوونه بازی درمیارم خسته شدم .. فکرایی میاد توی سرم که داغون میشم، همش کابوسه؛ اینکه توی بغلم باشه از پشت سر با کله بی افته زمین
برچسب:
نویسنده: باران صالحپور
تاريخ: جمعه
17 تير
1401 ساعت: 22:37